به لطف تغییرات بنیادین به سمت پلتفرمهایی مانند تیکتاک و اینستاگرام، استاکینگ فیسبوک اکنون به اندازه اینترنت دایالآپ قدیمی به نظر میرسد. عجیب است که فکر کنیم روزگاری اسکرول دقیق تایملاین معشوقه یک سرگرمی رایج بود، اما امروز این رفتار عمدتاً منسوخ شده است. فضای دیجیتال تکامل یافته و همراه با آن، عادات و انتظارات ما از حریم خصوصی کاملاً بازنویسی شده است.
شبکههای اجتماعی مدرن تحت سلطه استوریهای زودگذر و محتوای الگوریتمی هستند که کشف را بر پروفایلخوانی عمیق اولویت میدهند. در تیکتاک، صفحه 'برای تو' محتوا را بر اساس علایق گسترده ارائه میدهد، نه ارتباطات شخصی، که استاکینگ هدفمند را تقریباً غیرممکن میکند. تغییر اینستاگرام به سمت ریلز و دوری از فیدهای زمانی به این معنی است که احتمال وسواس روی پستهای یک فرد خاص کمتر و احتمال مواجهه با یک ترند ویروسی بیشتر است. این طراحی ذاتاً از اسکرول خطی و تحقیقی که استفاده اولیه از فیسبوک را تعریف میکرد، جلوگیری میکند. فید دیگر یک دفترچه خاطرات ایستا برای رمزگشایی نیست؛ بلکه جریانی پویا است که برای مصرف غیرفعال و تعامل گسترده طراحی شده است.
پلتفرمهای امروزی بر پایه ویدیو و تصاویری میچرخند که اغلب عمومی و نمایشی هستند. این امر 'رازآلودگی' را که سوخت استاکینگ فیسبوک بود کاهش میدهد، جایی که آپدیتهای متنی و آلبومهای عکس مانند اسرار شخصی به نظر میرسیدند. اکنون محتوا برای جذابیت تودهای ایجاد میشود و ارتباط شخصی که استاکینگ را افشاگرانه میکرد، رقیق میکند.
در پاسخ به انتقادات و رسواییها، فیسبوک (اکنون متا) به شدت ابزارهای حریم خصوصی را راهاندازی کرده که کنترل را در اختیار کاربران قرار میدهد. قابلیت نادیده گرفتن درخواست دوستی بدون اطلاع، همانطور که در آموزشهای قدیمی برجسته شده بود، تنها آغاز کار بود. امروز تنظیمات دقیق به شما امکان میدهد پستهای گذشته را محدود کنید، کنترل کنید چه کسانی لیست دوستان شما را میبینند و حتی تگها را قبل از ظاهر شدن بررسی کنید. موضع پیشفرض پلتفرم از 'باز بودن به صورت پیشفرض' به تشویق اشتراکگذاری محدودتر تغییر کرده است. این تغییر نهادی به این معنی است که میوههای کمارتفاع برای استاکرها - پروفایلهای عمومی، شبکههای قابل مشاهده و تگهای عکس بدون بررسی - عمدتاً ناپدید شدهاند و فاصله دیجیتالی محترمانهتری را تحمیل میکنند.
رسوایی کمبریج آنالیتیکا یک نقطه عطف بود که نشان داد چگونه برنامههای شخص ثالث میتوانند دادهها را نه تنها از کاربران، بلکه از دوستانشان استخراج کنند. این افشاگری باعث یک ممیزی گسترده از مجوزهای برنامه و تنظیمات حریم خصوصی شد. کاربران یاد گرفتند که به تنظیمات > برنامهها بروند تا دسترسی را لغو کنند و تیک کادرهای 'برنامههایی که دیگران استفاده میکنند' را بردارند. این بهداشت دادهای فعال، همانطور که در راهنماهای حریم خصوصی توصیه شده، به این معنی است که اطلاعات کمتری برای استاک شدن در دسترس است. گفتگوی فرهنگی از 'چگونه استاک کنیم' به 'چگونه از استاک شدن جلوگیری کنیم' تغییر کرد و اساساً رفتار کاربر را از غیرفعال به محافظتی تغییر داد.
انگ استفاده از ابزارهای پلتفرم برای اجرای مرزها از بین رفته است. بلاک یا گزارش یک پروفایل، که زمانی حرکتی دراماتیک تلقی میشد، اکنون یک عمل استاندارد و از نظر اجتماعی پذیرفته شده است. مقالات به سادگی تنظیمات حریم خصوصی را تغییر دهید، آنها را بلاک کنید، گزارش دهید را به عنوان یک راهحل سهمرحلهای ساده برای توجه ناخواسته فهرست میکنند. این عادیسازی به کاربران قدرت میدهد تا فضای دیجیتال خود را به شدت مدیریت کنند و استاکینگ مداوم را به فعالیتی پرزحمت و کمبازده تبدیل میکند که به راحتی خنثی میشود. پویایی قدرت معکوس شده است؛ نظارتشوندگان اکنون ابزارهای واضح و در دسترسی دارند تا ناظران امنیت خود شوند.
فیسبوک آگاهانه تغییر جهت داده است. برای بسیاری، دیگر محل اصلی برای اشتراکگذاری آپدیتهای شخصی و غیررسمی نیست. هویت آن به فضایی برای بهروزرسانیهای خانوادگی، وابستگیهای گروهی و تراکنشهای مارکتپلیس تقسیم شده است. این تغییر کارکردی به این معنی است که محتوای احساسی که مشاهده وسواسی را تغذیه میکرد، اغلب در جای دیگری میزبانی میشود. کاربرد پلتفرم آسیبپذیری آن را کاهش داده و آن را به هدفی کمتر وسوسهانگیز برای نوع نظارت عمیق و شخصی که 'استاکینگ' را تعریف میکرد، تبدیل کرده است.
اکنون ما در یک اکوسیستم دیجیتال تعامل میکنیم که در آن شفافیت اغلب نمایشی است و حریم خصوصی یک ویژگی ممتاز محسوب میشود. بینش نوآورانه این است که پایان استاکینگ فیسبوک فقط مربوط به فناوری نیست؛ بلکه یک بلوغ فرهنگی است. ما به طور جمعی از تازگی دسترسی نامحدود فراتر رفتهایم و به سمت درک ظریفتری از رضایت دیجیتال حرکت کردهایم. آینده در ارتباطات مدیریتشده و اشتراکگذاری آگاهانه نهفته است، جایی که شخصیتهای آنلاین ما ارائههای طراحیشده هستند، نه کتابهای باز که منتظر خوانده شدن از جلد تا جلد توسط چشمهای نامرئی باشند.